تبليغاتX
ریتیک و سپیده
ریتیک و بالیوود
سلااااااام به همه ی دوستای گلم.خوبین؟شرمنده از اینکه دیر اپیدم و ممنون از اینکه بهم سر زدین و نظر دادین.سیما جوونم ممنونم که بهم سر می زنی وممنون از عکسای نازت.شهلا جونم مرسی از خبرت.

خب همونطور که می دونین تولد کاجول جوووووونم بودکه به همه ی طرفدارای گلش تبریک میگم .

اول بریم سراغ کافی ویت کارن با مادوری و بعد کاجول گلم.

 

 

كافي ويت كارن با مادوري ديكشت

 

كارن: خوش اومدي مادوري آيا تا به حال كافي ويت كارن رو ديدي؟

 

مادوري: بله قسمتهايي رو ديدم چون من خيلي ازش تعريف شنيدم و همه مي گن بايد اين برنامه رو ببيني

 

كارن: واي مادوري بلاخره تو برگشتي اونم بعد از اين همه سال

 

مادوري: اره بعد از 6 سال

 

كارن: مي دوني كه چه قدر خبر برگشتنت بزرگ بود و چه قدر همه تمام مدت ازش حرف مي زدن؟

 

مادوري: اره من احساس خوبي دارم و اين خيلي عاليه كه دوباره برگشتم و همه رو مي بينم كساني كه قبلا" باهاشون كار كردم و همكارام.

كارن: ايا تغييري احساس نمي كني و يا احساس هيجان نداري كه دوباره برگشتي؟

 

مادوري: خوب روز اول چرا اما بعد دوباره همه چيز عادي شد مي دوني همه چيز خيلي زود تغيير مي كنه و نسلها عوض مي شه و من گاهي فكر مي كنم آيا واقعا" مردم دلشون واسم تنگ شده!! چون 6 سال زمان زياديه

 

كارن: البته كه همه دوست دارن تو رو دوباره ببينن اونا مي ميرم واسه برگشتت

 

مادوري: اين جالبه واقعا" كه دوستان همه ابراز خوشحالي مي كنن پريتي و راني و همينطور شاهرخ كه به من گفت هي بلاخره برگشتي...

 

كارن: خوب تو الان 6 ساله كه در امريكا هستي و از اين محيط دور هستي اوضاع رو چه طور مي بيني يه ستاره بزرگ هند چه طور شد كه اين اتفاق براش افتاد و ازدواج كردي اونم با كسي كه هم حرفه تو نبود؟

 

مادوري: مي دوني من زندگي نرمالي دارم و مثل همه مي رم خريد و كارامو انجام مي دم البته گاهي هم هنگام خريد مردم دورم جمع مي شن ولي من خيلي عادي و نرمال زندگي مي كنم مثل همه مردم دوست دارم كارمو خودم انجام بدم رفتن من به خارج برام خيلي شوكه كننده نبود چون خواهرم اونجا زندگي مي كنه و من زندگي او را ديده بود و من خودم اين طوري دوست داشتم كه بزرگ شدن بچه هامو ببينم و خودم برم خريد و رانندگي كنم و هر جا مي خوام برم

 

كارن: خوب اينجا كه همه تو رو مي شناسن اما اونجا چه طور ايا بازم همينطور دورت حلقه مي زنن؟

 

مادوري: خوب گاهي موقع خريد مي بينم يه نفر يه دفعه چشش به من مي افته و خيره مي شه و باز مثل كسي كه مطمئن نيست سرشو بر مي گردونه و طوري كه من متوجه نشم به من نگاه مي كنه و با چند نفر صحبت مي كنن و مي گه هي ببين اون فلاني و بعد مي يان جلو و سلام مي كنن و مي كن كه خودشون يا بچه شون طرفدار من هستن و كمي صحبت مي كنن و ميرن

 

كارن: خوب تو اين 6 سال از آنچه كه در هند و باليوود اتفاق افتاد بي خبر بودي؟

 

مادوري: خوب مي دوني من سرم خيلي شلوغه من به فاصله دو سال دو بچه به دنيا آوردم و وقتم كاملا" پر شد و نتونستم كه اخبار رو در اونجا پي گيري كنم.

 

كارن: در مورد بچه ها چه طور اونا مي دونن كه پسراي مادوري ديكشت بزرگ هستند؟

 

مادوري: مي دوني اونا زياد تو هند نبودن و در اينجا بزرگ شدن بنابراين زياد از فيلم و بازيگري چيزي نمي دونن

 

كارن: ولي از برخورد مردم با تو هم تعجب نمي كنن؟

 

مادوري: خوب اونا تازه دارن بزرگ مي شن و كم كم دارن چيزاي مي فهمن و متوجه شدن كه مامانشون تو فيلم بازي مي كنه و گاهي كه عكس يا پوستري مي بينن مي گن واي مامان ببين عكس توست

 

كارن: آيا رام ( همسرش) هم با برگشتنت موافق بود؟

 

مادوري: خوب آره ما با هم نشستيم و در اين مورد صحبت كرديم او هميشه منو ساپورت مي كنه او مي گه من خيلي خوشحالم كه تو تو خونه هستي و از بچه ها مراقبت مي كني اما اگه دوست داري دوباره كار كني اينم خوبه من من هميشه در كنارت هستم

 

كارن: خوب اين تصميم ناگهاني بود يا اينكه دليل ديگه اي داشت كه به آدي جواب مثبت دادي؟

 

مادوري: خوب مي دوني ياش جي تهيه كننده عالي و آدي كارگردان فوق العاده اي است و  اونا بهترين كساني هستن در حال حاضر كه بشه با اونا كار كرد. من الان بچه دارم و شرايط من كمي دشوار است و اونا منو درك مي كنن.

 

كارن: خوب من و همه كساني كه در سينما هستند مشتاق هستند اين فيلم را تماشا كنن. خوب حالا كه بعد از اين همه مدت برگشتي آيا تغيير ي هم در سينما احساس مي كني؟

 

مادوري: بله حتي كوچكترين چيزها هم تغيير كرده شرايط برا ي بازي كردن بازيگران خيلي راحت تر شده ................. اين روزا براي يه مراسم افتتاحيه اونقدر روزنامه نگار و خبرنگار و عكاس و فيلم بردار مي يان كه ديگه از كمي جا روي هم مي افتن و جاي سوزن انداز نيست اما اون وقتا يه تعداد افراد خاص بودن كه هميشه همونا حضور داشتن اما الان چهره هاي جديد وجود داره

كارن: از رام بگو چه طور اونو ديدي؟ آيا يه ملاقاتي بود كه از طريق خانواده ترتيب داده شده بود؟

 

مادوري: آره يه ملاقات سري كه از طريق برادرم صورت گرفت او هميشه مي گفت ديگه بايد ازدواج كني و مدام مهموني ترتيب مي داد و تو يكي از همين مهموني ها من رام را ديدم البته اصلا به من چيزي نگفته بودن البته من هميشه به اونا مشكوك بودم كه الان حتما" باز برنامه اي دارن

 

كارن: خوب اونجا چه اتفاقي افتاد و تو چه احساسي داشتي؟

 

مادوري: خوب وقتي ديدمش ادم جالبي به نظرم رسيد و دوست داشتم دوباره ببينمش

 

كارن: او چه كار كرد يا چي گفت كه بهش علاقه من شدي؟

 

مادوري: نمي دونم او كاري نكرد ما فقط با هم صحبت كرديم مثل همه ملاقاتهاي معمول

 

كارن: خوب برات عجيب نبود كه او از دنياي تو نيست منظورم از نظر حرفه و كار است؟

 

مادوري: خوب چرا او اصلا" نظري راجع به من و كارم نداشت و حتي فيلماي منو نديده بود او مي دونست كه من بازيگرم ولي نه چيز زيادي انگار كه يه هنر پيشه چيني رو بهش معرفي كنن همون برخورد رو داشت و نمي دونست كه چقدر بزرگ و كوچك است طرف يا اينكه چه قدر محبوبيت داره!!! شغل من براش مثل بقيه شغلها بود و مي گفت كه من يه بازيگرم او بازيگراي زيادي رو نمي شناسه و مدت زيادي در خارج بوده و اين حرف هم براش مثل همه كاراي ديگه يه شغل است نه چيزي بيشتر و اونقدرا براش مهم نبود كه داره با يه هنرپيشه حرف مي زنه و اين برام جالب بود و يه چيز تازه

ای گلم.خوبین خوشین ؟چیکارا می کنین با تابستون

  

( مادوري از همسرش مي گه كه در روزهاي بعد از اولين روز آشنايي با هم به دوچرخه سواري در كوهستان رفتن و خيلي تجربه جالب و در عين حال ترسناكي بوده و اينكه همسرش خيلي انسان اجتماعي است حتي اجتماعي تر از خود مادوري و دوستان زيادي داره و در مورد فيلمها كه زمان او با الان خيلي فرق داره.

 او اولين فيلمش در سن 16 سالگي بوده كه وقتي در حال فيلم برداري بوده مي پرسيدن آيا او واقعا" هنرپيشه نقش اوله؟؟ او خيلي لاغره و با يه باد به هوا مي ره.... و در مورد اينكه

اين روزا همه چيز را به تازه كارها خيلي خوب آموزش مي دن صحبت مي كنه.

 بعد راجع به طرفدارهاش سوال مي شه و كارن مي گه راني از طرفداران پروپا قرص توست و مادوري مي گه بله مي دونم به نظر من او هنرمند خيلي خوبيه و من به او حسودي مي كنم چون پدرم از طرفداران اوست.

 بعد گزارشي پخش مي شه از مردم كه راجع به مادوري و برگشتش مي گن و اونقدر حرفهاي خوب مي زنن و از برگشت او ابراز خوشحالي مي كنن و ازش تعريف مي كنن كه مادوري از اين همه عشق محبت مردم گريه اش مي گيره.)

كارن: خوب فيلم تو در ماه نوامبر اكران مي شه و تو با كونال كاپور كوكنا  و آكشي كانا كار مي كني؟ تجربه كاري با اونا چه طور بود؟

مادوري: خيلي خوب عالي بود آدي خيلي كارگردان راحت و خوبيه معمولا" كارگردانها وقتي وارد صحنه مي شن يه جورايي حضورشونو اعلام مي كنن ولي آدي اين طوري نبود بازيگرا هم همه خيلي طبيعي بودن و صحنه ها خيلي خوب نوشته شده بود. و خيلي جالب بود كه دوباره برگشتم و فيلم بازي كردم.

كارن: تا به حال قسمت رپيد فاير رو ديدي

مادوري: بله كه ديدم

كارن: خوب خوبه تو خوش شانسي چون كسي با تو نيست

مادوري: من نيازي ندارم به سوالات جواب بدم همپر مال منه

كارن: نه كافي همپر من رو بايد ببري

مادوري: من مي ميرم واسه بردن اين همپر

كارن: بهترين فيلم هندي كه اخيرا" ديدي؟

مادوري: لگه راهو موناباي

كارن: فكر مي كني هات ترين تيكه تو صنعت سينما كيه؟

مادوري: هريتيك و كونال كاپور

كارن: اينا رو بر اساس رقصنده بهتر طبقه بندي كن ( آيش- پريانكا- راني و كارينا)

مادوري: آيش- راني- كارينا. من زياد از پريانكا نديدم بنابراين نظر نمي دم

كارن: نظرت راجع به شهر بمبئي؟

مادوري: شلوغ- پرجمعيت- ترافيك و پر از زندگي

كارن: سينماي هند در اين روزها

مادوري: محشر

كارن: به جز رام جالبترين خواستگاري كه ازت شد چه طور بود؟

مادوري: يه جواني بود كه يه چمدان تو دستش بود و اومده بود دم در خونه ما و مي گفت مي خوام با مادوري ازدواج كنم

كارن: به خودت نمره بده: به عنوان همسر

مادوري: 8

به عنوان مادر

مادوري: دوست دارم بگم 10 ولي خيلي سخته پس مي گم 5/9

به عنوان: بازيگر

مادوري: 8

به عنوان رقاص

مادوري: آه....

كارن: بگو 10 چرا كه نه

مادوري: نه 10 خيلي كامله مي گم  9

كارن: چه كاري يا حركتي از تو همسرتو ديونه مي كنه

مادوري: وقتي از چيزي عصباني هستم و پشت چشم نازك مي كنم خيلي عصباني مي شود.

كارن: به اين هنرپيشه ها از يك تا 10 نمره بده

آيشواريا

مادوري: 5/7

راني

مادوري: 8 يا 9

پريتي

مادوري: 5/7

كارينا:

مادوري: 7

كارن: وقتي اينا رو مي گم كي مي ياد تو ذهنت

خدا ي يونان

مادوري: من قد بلند و تيپ هريتيك مي ياد تو ذهنم

كارن: با كدوم يكي دوست داري فيلم بعدي رو كار كني سورج بجاج يا سانجي بانسالي؟

مادوري: من اخيرا" با سانجي كار كردم پس دوست دارم به سورج بجاج كار كنم

كارن: شاهرخ-سلمان- آنيل كاپور-امير كداميك مورد علاقه تو است؟

مادوري: آنيل كاپور

كارن: سريديوي يا جوهي كداميك در كمدي مورد علاقه توست؟

مادوري: هر دو عالي هستند و نمي شه انتخاب كرد

كارن: خيلي ديپلماتيك جواب مي دي اين طوري كافي همپر را نمي بري

كارن: سريديوي يا جوهي كداميك برزگ تر هستند روي صحنه؟

مادوري: نه خير مثل اينكه تو حتما" بايد جوابو از من بگيري. سريديوي

كارن: شاهرخ يا امير كدام بهترن؟

مادوري: من با امير در دو فيلم كار كردم و با شاهرخ خيلي كار كردم از طرفي جواب دادن به اين سوال سخته ولي هميشه كار كردن با شاهرخ رو دوست دارم او هنرپيشه مورد علاقه منه بنابراين....

كارن: خوب من جوابمو گرفتم مادوري تو خيلي عالي بودي و برنده كافي همپر هم خودت هستي

 

و حالا کاجول عسلم همونطور که می دونید چند وقت پیش کاجول و ریتیک تو جشنواره عروسکها بودن یه مصاحبه باهاشون شده که براتون می ذارم

هريتيك و كاجول در لندن"

 

آيا فكر مي كني كه عروسك شبيه توست البته يكي از انگشتاي شصت كمه و ما قصد داريم كه يه عروسك بزرگتر در Madame Tussauds   بسازيم؟

 

هريتيك: البته عروسكها نمايانگر ما هستن حتي در صورتي كه انگشت  در عروسكم 6 نباشه   روي انگشت خيلي بحث شد اما من فكر ميكنم همه چيز عالي پيش رفت.

 

كاجول: من چيزي در مورد Madame Tussauds نمي دونم اما عروسكاي ما اينجاست اگه مي خواين بخرين به هشون يه نگاه بندازين در مورد امگشت تا اونجايي كه من مي دونم هريتيك به خاطر صورتش مورد شناخت همه است نه انگشتش. ( اينم يه پشتيباني خوب از هريتيك)

 

با وجود عروسكاي باربي و ديزني شما فكر مي كنيد چه طور عروسكها در فروشگاه مي تونن تغييرات ايجاد كنن؟

 

هريتيك:اين خيلي ايده جالبي است كه اون رويا تو با خودت به خونه ببري من وقتي بچه بودم عاشق فيگورهاي اكشن خودم بودم و مدتها در مقابلشون مي ايستادم. و حالا بچه ها اين شانس رو به دست آوردن تا ستاره فيلم مورد علاقه شون رو به خونه ببرن. و اون كارايي كه تو فيلم مي شده رو دوباره خلق كنن و از نو انجام بدن.

كاجول: من فكر مي كنم كه عروسكهاي باليوود مي تونه به اون عروسكها در فروشگاه اضافه بشه تا اينكه بخواد اونو تغيير بده. ما قبول كرديم اين عروسكا ساخته بشه چون اين يه راه ديگه ارتباط بر قرار كردن با طرفدارانمان است.

 

هر دوي شما پدر و مادر هستين واكنش بچه هاتون در مورد عروسكتون چي بوده؟

 

هريتيك: پسرم عروسك منو ديده اما براش كسل كننده شده من مطمئنم كه او دوست داره عروسك كاجول و شاهرخ رو داشته باشه ( همه دنيا مي خوان عروسك اين دوتا رو داشته باشن)

از طرفي مطمئن هستم كه پسر شاهرخ مي خواد عروسك منو داشته باشه.

كاجول: همون دقيقه اي كه من عروسك رو به دخترم دادم او مي خواست خرابش كنه و سرشو جدا كنه او الان در اين مرحله قرار داره كه دوست داره همه چيزو خراب كنه. ( مگه به مامان شرش نرفته باشه)

 

هريتيك تو عروسك كريش رو داري در مقايسه با هريتيك واقعي چه قدر تفاوت وجود دارد؟ و تو چي كاجول آيا قبول مي كني كه يه سوپر دختر رو باري كني اگه راكش روشن ازت تقاضا كنه؟

هريتيك: تصور يه شخصيت سوپر يه چيزي است و بودن يه همچين آدمي يه چيز ديگه است. من مي تونم به چشماي كريش نگاه كنم و بگم كه خوب به نظر مي رسه و بعد به چشاي خودم نگاه كنم و زبونم بند بياد. اين اون تفاوتي است كه اين دو تا عروسك برام دارن.

كاجول:   من مي تونم نقش يه سوپردايه رو بازي كنم من مي تونم نقش يه سوپر ممان رو بازي كنم براي يه پوپر دختر. (وا خوبه ديگه از همين الان مي خواد نقش مامان رو بازي كنه خوبه هنوز از آيش- پريتي و خيلي هاي ديگه كم سنتره)
چه تجارت ديگه اي رو بعد از عروسكها دوست دارين داشته باشين؟

هريتيك: من فكر مي كنم كاجول و هريتيكي كه راه مي رن و حرف مي زنن در مرحله بعد در قفسه ها خواهد بود.

 

كاجول: من نمي دونم چون همه عروسكها با هم ساخته شده و نمي دونم در مرحله بعد چي مي خواد پيش بياد. اوه صبر كنيد مي تونه نسخه اي از مبلمانم باشه مثلا" يه تخت كوچيك براي كاجول كوچك.

Source : Kilburn Times

 

و حالا چندتا عکس

کاجول

 

 

  

ایش خوشگلم

 

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

اینم از فیلم جدیدش به نام اخرین سپاه

پشت صحنه دوم ۲

 1 Klick passt die Bildgröße an! - Dateiname: vfJLRiZS.jpg

 

اینم برنامه ای که چند روز پیش توش حضور داشت

KLKKLKLLK

 

JIKJGHYGT

JKKJKJ

 

 

 

 

شاهرخ خان

رانی

پریتی

و در اخر و مهمتر از همه ریتیک جووووووووونم

خب اینم از اپ این دفعه و در اخر شهلا جونم این خبرو داده :تو سایت رسمی ریتیک اماده که طرفدارانش می تونن به ادرس :feedback@hrithikrules.com
و با عنوان : Feedback on the Hrithik site
نامه بدن و به مطمئن باشن که حتما می خونه
البته لازم به زکر که به زبان انگلیسی باشه

بای بای تا اپ بعد

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 16:51  توسط سپیده | 
سلااااااام به همه ی دوستای گلم.خوبین؟شرمنده از اینکه دیر اپیدم و ممنون از اینکه بهم سر زدین و نظر دادین.سیما جوونم ممنونم که بهم سر می زنی وممنون از عکسای نازت.شهلا جونم مرسی از خبرت. خب همونطور که می دونین تولد کاجول جوووووونم بودکه به همه ی طرفدارای گلش تبریک میگم . اول بریم سراغ کافی ویت کارن با مادوری و بعد کاجول گلم. كافي ويت كارن با مادوري ديكشت (تقديم به ناهيد عزيزم و همه دوستان) كارن: خوش اومدي مادوري آيا تا به حال كافي ويت كارن رو ديدي؟ مادوري: بله قسمتهايي رو ديدم چون من خيلي ازش تعريف شنيدم و همه مي گن بايد اين برنامه رو ببيني كارن: واي مادوري بلاخره تو برگشتي اونم بعد از اين همه سال مادوري: اره بعد از 6 سال كارن: مي دوني كه چه قدر خبر برگشتنت بزرگ بود و چه قدر همه تمام مدت ازش حرف مي زدن؟ مادوري: اره من احساس خوبي دارم و اين خيلي عاليه كه دوباره برگشتم و همه رو مي بينم كساني كه قبلا" باهاشون كار كردم و همكارام. كارن: ايا تغييري احساس نمي كني و يا احساس هيجان نداري كه دوباره برگشتي؟ مادوري: خوب روز اول چرا اما بعد دوباره همه چيز عادي شد مي دوني همه چيز خيلي زود تغيير مي كنه و نسلها عوض مي شه و من گاهي فكر مي كنم آيا واقعا" مردم دلشون واسم تنگ شده!! چون 6 سال زمان زياديه كارن: البته كه همه دوست دارن تو رو دوباره ببينن اونا مي ميرم واسه برگشتت مادوري: اين جالبه واقعا" كه دوستان همه ابراز خوشحالي مي كنن پريتي و راني و همينطور شاهرخ كه به من گفت هي بلاخره برگشتي... كارن: خوب تو الان 6 ساله كه در امريكا هستي و از اين محيط دور هستي اوضاع رو چه طور مي بيني يه ستاره بزرگ هند چه طور شد كه اين اتفاق براش افتاد و ازدواج كردي اونم با كسي كه هم حرفه تو نبود؟ مادوري: مي دوني من زندگي نرمالي دارم و مثل همه مي رم خريد و كارامو انجام مي دم البته گاهي هم هنگام خريد مردم دورم جمع مي شن ولي من خيلي عادي و نرمال زندگي مي كنم مثل همه مردم دوست دارم كارمو خودم انجام بدم رفتن من به خارج برام خيلي شوكه كننده نبود چون خواهرم اونجا زندگي مي كنه و من زندگي او را ديده بود و من خودم اين طوري دوست داشتم كه بزرگ شدن بچه هامو ببينم و خودم برم خريد و رانندگي كنم و هر جا مي خوام برم كارن: خوب اينجا كه همه تو رو مي شناسن اما اونجا چه طور ايا بازم همينطور دورت حلقه مي زنن؟ مادوري: خوب گاهي موقع خريد مي بينم يه نفر يه دفعه چشش به من مي افته و خيره مي شه و باز مثل كسي كه مطمئن نيست سرشو بر مي گردونه و طوري كه من متوجه نشم به من نگاه مي كنه و با چند نفر صحبت مي كنن و مي گه هي ببين اون فلاني و بعد مي يان جلو و سلام مي كنن و مي كن كه خودشون يا بچه شون طرفدار من هستن و كمي صحبت مي كنن و ميرن كارن: خوب تو اين 6 سال از آنچه كه در هند و باليوود اتفاق افتاد بي خبر بودي؟ مادوري: خوب مي دوني من سرم خيلي شلوغه من به فاصله دو سال دو بچه به دنيا آوردم و وقتم كاملا" پر شد و نتونستم كه اخبار رو در اونجا پي گيري كنم. كارن: در مورد بچه ها چه طور اونا مي دونن كه پسراي مادوري ديكشت بزرگ هستند؟ مادوري: مي دوني اونا زياد تو هند نبودن و در اينجا بزرگ شدن بنابراين زياد از فيلم و بازيگري چيزي نمي دونن كارن: ولي از برخورد مردم با تو هم تعجب نمي كنن؟ مادوري: خوب اونا تازه دارن بزرگ مي شن و كم كم دارن چيزاي مي فهمن و متوجه شدن كه مامانشون تو فيلم بازي مي كنه و گاهي كه عكس يا پوستري مي بينن مي گن واي مامان ببين عكس توست كارن: آيا رام ( همسرش) هم با برگشتنت موافق بود؟ مادوري: خوب آره ما با هم نشستيم و در اين مورد صحبت كرديم او هميشه منو ساپورت مي كنه او مي گه من خيلي خوشحالم كه تو تو خونه هستي و از بچه ها مراقبت مي كني اما اگه دوست داري دوباره كار كني اينم خوبه من من هميشه در كنارت هستم كارن: خوب اين تصميم ناگهاني بود يا اينكه دليل ديگه اي داشت كه به آدي جواب مثبت دادي؟ مادوري: خوب مي دوني ياش جي تهيه كننده عالي و آدي كارگردان فوق العاده اي است و اونا بهترين كساني هستن در حال حاضر كه بشه با اونا كار كرد. من الان بچه دارم و شرايط من كمي دشوار است و اونا منو درك مي كنن. كارن: خوب من و همه كساني كه در سينما هستند مشتاق هستند اين فيلم را تماشا كنن. خوب حالا كه بعد از اين همه مدت برگشتي آيا تغيير ي هم در سينما احساس مي كني؟ مادوري: بله حتي كوچكترين چيزها هم تغيير كرده شرايط برا ي بازي كردن بازيگران خيلي راحت تر شده ................. اين روزا براي يه مراسم افتتاحيه اونقدر روزنامه نگار و خبرنگار و عكاس و فيلم بردار مي يان كه ديگه از كمي جا روي هم مي افتن و جاي سوزن انداز نيست اما اون وقتا يه تعداد افراد خاص بودن كه هميشه همونا حضور داشتن اما الان چهره هاي جديد وجود داره كارن: از رام بگو چه طور اونو ديدي؟ آيا يه ملاقاتي بود كه از طريق خانواده ترتيب داده شده بود؟ مادوري: آره يه ملاقات سري كه از طريق برادرم صورت گرفت او هميشه مي گفت ديگه بايد ازدواج كني و مدام مهموني ترتيب مي داد و تو يكي از همين مهموني ها من رام را ديدم البته اصلا به من چيزي نگفته بودن البته من هميشه به اونا مشكوك بودم كه الان حتما" باز برنامه اي دارن كارن: خوب اونجا چه اتفاقي افتاد و تو چه احساسي داشتي؟ مادوري: خوب وقتي ديدمش ادم جالبي به نظرم رسيد و دوست داشتم دوباره ببينمش كارن: او چه كار كرد يا چي گفت كه بهش علاقه من شدي؟ مادوري: نمي دونم او كاري نكرد ما فقط با هم صحبت كرديم مثل همه ملاقاتهاي معمول كارن: خوب برات عجيب نبود كه او از دنياي تو نيست منظورم از نظر حرفه و كار است؟ مادوري: خوب چرا او اصلا" نظري راجع به من و كارم نداشت و حتي فيلماي منو نديده بود او مي دونست كه من بازيگرم ولي نه چيز زيادي انگار كه يه هنر پيشه چيني رو بهش معرفي كنن همون برخورد رو داشت و نمي دونست كه چقدر بزرگ و كوچك است طرف يا اينكه چه قدر محبوبيت داره!!! شغل من براش مثل بقيه شغلها بود و مي گفت كه من يه بازيگرم او بازيگراي زيادي رو نمي شناسه و مدت زيادي در خارج بوده و اين حرف هم براش مثل همه كاراي ديگه يه شغل است نه چيزي بيشتر و اونقدرا براش مهم نبود كه داره با يه هنرپيشه حرف مي زنه و اين برام جالب بود و يه چيز تازه ( مادوري از همسرش مي گه كه در روزهاي بعد از اولين روز آشنايي با هم به دوچرخه سواري در كوهستان رفتن و خيلي تجربه جالب و در عين حال ترسناكي بوده و اينكه همسرش خيلي انسان اجتماعي است حتي اجتماعي تر از خود مادوري و دوستان زيادي داره و در مورد فيلمها كه زمان او با الان خيلي فرق داره. او اولين فيلمش در سن 16 سالگي بوده كه وقتي در حال فيلم برداري بوده مي پرسيدن آيا او واقعا" هنرپيشه نقش اوله؟؟ او خيلي لاغره و با يه باد به هوا مي ره.... و در مورد اينكه اين روزا همه چيز را به تازه كارها خيلي خوب آموزش مي دن صحبت مي كنه. بعد راجع به طرفدارهاش سوال مي شه و كارن مي گه راني از طرفداران پروپا قرص توست و مادوري مي گه بله مي دونم به نظر من او هنرمند خيلي خوبيه و من به او حسودي مي كنم چون پدرم از طرفداران اوست. بعد گزارشي پخش مي شه از مردم كه راجع به مادوري و برگشتش مي گن و اونقدر حرفهاي خوب مي زنن و از برگشت او ابراز خوشحالي مي كنن و ازش تعريف مي كنن كه مادوري از اين همه عشق محبت مردم گريه اش مي گيره.) كارن: خوب فيلم تو در ماه نوامبر اكران مي شه و تو با كونال كاپور كوكنا و آكشي كانا كار مي كني؟ تجربه كاري با اونا چه طور بود؟ مادوري: خيلي خوب عالي بود آدي خيلي كارگردان راحت و خوبيه معمولا" كارگردانها وقتي وارد صحنه مي شن يه جورايي حضورشونو اعلام مي كنن ولي آدي اين طوري نبود بازيگرا هم همه خيلي طبيعي بودن و صحنه ها خيلي خوب نوشته شده بود. و خيلي جالب بود كه دوباره برگشتم و فيلم بازي كردم. كارن: تا به حال قسمت رپيد فاير رو ديدي مادوري: بله كه ديدم كارن: خوب خوبه تو خوش شانسي چون كسي با تو نيست مادوري: من نيازي ندارم به سوالات جواب بدم همپر مال منه كارن: نه كافي همپر من رو بايد ببري مادوري: من مي ميرم واسه بردن اين همپر كارن: بهترين فيلم هندي كه اخيرا" ديدي؟ مادوري: لگه راهو موناباي كارن: فكر مي كني هات ترين تيكه تو صنعت سينما كيه؟ مادوري: هريتيك و كونال كاپور كارن: اينا رو بر اساس رقصنده بهتر طبقه بندي كن ( آيش- پريانكا- راني و كارينا) مادوري: آيش- راني- كارينا. من زياد از پريانكا نديدم بنابراين نظر نمي دم كارن: نظرت راجع به شهر بمبئي؟ مادوري: شلوغ- پرجمعيت- ترافيك و پر از زندگي كارن: سينماي هند در اين روزها مادوري: محشر كارن: به جز رام جالبترين خواستگاري كه ازت شد چه طور بود؟ مادوري: يه جواني بود كه يه چمدان تو دستش بود و اومده بود دم در خونه ما و مي گفت مي خوام با مادوري ازدواج كنم كارن: به خودت نمره بده: به عنوان همسر مادوري: 8 به عنوان مادر مادوري: دوست دارم بگم 10 ولي خيلي سخته پس مي گم 5/9 به عنوان: بازيگر مادوري: 8 به عنوان رقاص مادوري: آه.... كارن: بگو 10 چرا كه نه مادوري: نه 10 خيلي كامله مي گم 9 كارن: چه كاري يا حركتي از تو همسرتو ديونه مي كنه مادوري: وقتي از چيزي عصباني هستم و پشت چشم نازك مي كنم خيلي عصباني مي شود. كارن: به اين هنرپيشه ها از يك تا 10 نمره بده آيشواريا مادوري: 5/7 راني مادوري: 8 يا 9 پريتي مادوري: 5/7 كارينا: مادوري: 7 كارن: وقتي اينا رو مي گم كي مي ياد تو ذهنت خدا ي يونان مادوري: من قد بلند و تيپ هريتيك مي ياد تو ذهنم كارن: با كدوم يكي دوست داري فيلم بعدي رو كار كني سورج بجاج يا سانجي بانسالي؟ مادوري: من اخيرا" با سانجي كار كردم پس دوست دارم به سورج بجاج كار كنم كارن: شاهرخ-سلمان- آنيل كاپور-امير كداميك مورد علاقه تو است؟ مادوري: آنيل كاپور كارن: سريديوي يا جوهي كداميك در كمدي مورد علاقه توست؟ مادوري: هر دو عالي هستند و نمي شه انتخاب كرد كارن: خيلي ديپلماتيك جواب مي دي اين طوري كافي همپر را نمي بري كارن: سريديوي يا جوهي كداميك برزگ تر هستند روي صحنه؟ مادوري: نه خير مثل اينكه تو حتما" بايد جوابو از من بگيري. سريديوي كارن: شاهرخ يا امير كدام بهترن؟ مادوري: من با امير در دو فيلم كار كردم و با شاهرخ خيلي كار كردم از طرفي جواب دادن به اين سوال سخته ولي هميشه كار كردن با شاهرخ رو دوست دارم او هنرپيشه مورد علاقه منه بنابراين.... كارن: خوب من جوابمو گرفتم مادوري تو خيلي عالي بودي و برنده كافي همپر هم خودت هستي و حالا کاجول عسلم همونطور که می دونید چند وقت پیش کاجول و ریتیک تو جشنواره عروسکها بودن یه مصاحبه باهاشون شده که براتون می ذارم هريتيك و كاجول در لندن" آيا فكر مي كني كه عروسك شبيه توست البته يكي از انگشتاي شصت كمه و ما قصد داريم كه يه عروسك بزرگتر در Madame Tussauds بسازيم؟ هريتيك: البته عروسكها نمايانگر ما هستن حتي در صورتي كه انگشت در عروسكم 6 نباشه روي انگشت خيلي بحث شد اما من فكر ميكنم همه چيز عالي پيش رفت. كاجول: من چيزي در مورد Madame Tussauds نمي دونم اما عروسكاي ما اينجاست اگه مي خواين بخرين به هشون يه نگاه بندازين در مورد امگشت تا اونجايي كه من مي دونم هريتيك به خاطر صورتش مورد شناخت همه است نه انگشتش. ( اينم يه پشتيباني خوب از هريتيك) با وجود عروسكاي باربي و ديزني شما فكر مي كنيد چه طور عروسكها در فروشگاه مي تونن تغييرات ايجاد كنن؟ هريتيك:اين خيلي ايده جالبي است كه اون رويا تو با خودت به خونه ببري من وقتي بچه بودم عاشق فيگورهاي اكشن خودم بودم و مدتها در مقابلشون مي ايستادم. و حالا بچه ها اين شانس رو به دست آوردن تا ستاره فيلم مورد علاقه شون رو به خونه ببرن. و اون كارايي كه تو فيلم مي شده رو دوباره خلق كنن و از نو انجام بدن. كاجول: من فكر مي كنم كه عروسكهاي باليوود مي تونه به اون عروسكها در فروشگاه اضافه بشه تا اينكه بخواد اونو تغيير بده. ما قبول كرديم اين عروسكا ساخته بشه چون اين يه راه ديگه ارتباط بر قرار كردن با طرفدارانمان است. هر دوي شما پدر و مادر هستين واكنش بچه هاتون در مورد عروسكتون چي بوده؟ هريتيك: پسرم عروسك منو ديده اما براش كسل كننده شده من مطمئنم كه او دوست داره عروسك كاجول و شاهرخ رو داشته باشه ( همه دنيا مي خوان عروسك اين دوتا رو داشته باشن) از طرفي مطمئن هستم كه پسر شاهرخ مي خواد عروسك منو داشته باشه. كاجول: همون دقيقه اي كه من عروسك رو به دخترم دادم او مي خواست خرابش كنه و سرشو جدا كنه او الان در اين مرحله قرار داره كه دوست داره همه چيزو خراب كنه. ( مگه به مامان شرش نرفته باشه) هريتيك تو عروسك كريش رو داري در مقايسه با هريتيك واقعي چه قدر تفاوت وجود دارد؟ و تو چي كاجول آيا قبول مي كني كه يه سوپر دختر رو باري كني اگه راكش روشن ازت تقاضا كنه؟ هريتيك: تصور يه شخصيت سوپر يه چيزي است و بودن يه همچين آدمي يه چيز ديگه است. من مي تونم به چشماي كريش نگاه كنم و بگم كه خوب به نظر مي رسه و بعد به چشاي خودم نگاه كنم و زبونم بند بياد. اين اون تفاوتي است كه اين دو تا عروسك برام دارن. كاجول: من مي تونم نقش يه سوپردايه رو بازي كنم من مي تونم نقش يه سوپر ممان رو بازي كنم براي يه پوپر دختر. (وا خوبه ديگه از همين الان مي خواد نقش مامان رو بازي كنه خوبه هنوز از آيش- پريتي و خيلي هاي ديگه كم سنتره) چه تجارت ديگه اي رو بعد از عروسكها دوست دارين داشته باشين؟ هريتيك: من فكر مي كنم كاجول و هريتيكي كه راه مي رن و حرف مي زنن در مرحله بعد در قفسه ها خواهد بود. كاجول: من نمي دونم چون همه عروسكها با هم ساخته شده و نمي دونم در مرحله بعد چي مي خواد پيش بياد. اوه صبر كنيد مي تونه نسخه اي از مبلمانم باشه مثلا" يه تخت كوچيك براي كاجول كوچك. Source : Kilburn Times و حالا چندتا عکس کاجول ایش خوشگلم اینم از فیلم جدیدش به نام اخرین سپاه پشت صحنه دوم ۲ اینم برنامه ای که چند روز پیش توش حضور داشت شاهرخ خان رانی پریتی و در اخر و مهمتر از همه ریتیک جووووووووونم خب اینم از اپ این دفعه و در اخر شهلا جونم این خبرو داده :تو سایت رسمی ریتیک اماده که طرفدارانش می تونن به ادرس :feedback@hrithikrules.com و با عنوان : Feedback on the Hrithik site نامه بدن و به مطمئن باشن که حتما می خونه البته لازم به زکر که به زبان انگلیسی باشه بای بای تا اپ بعد
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 16:47  توسط سپیده | 
سلام دوستای گلم

می دونین که وب قبلیم برای بعضی ها باز نمی کنه به خاطر همین این وبلاگ رو درست کردم از این به بعد تو هر دو وبم اپ می کنم تا کسایی که وب قبلیم براشون باز نمی شه اینجا بتونن بیان

مرسی از همتون به زودی اپ می کنم بای

 

http://www.hrithik-love-hrithik.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 3:25  توسط سپیده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
امكانات

نوشته های پیشین